تبليغاتX
قصه های دل
قصه های دل
سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384


دلم گرفته آسمون

نمي تونم گريه کنم

شکنجه ميشم از خودم

نمي تونم شکوه کنم

انگاري کوه غصه ها

رو سينهءمن اومده

آخ ! داره باورم ميشه

خنده به ما نيومده

دلم گرفته آسمون

از خودتم خسته ترم

تو روزگار بي کسي

يه عمره که در به درم

حتي صداي نفسم

ميگه که توي قفسم

من واس آتيش زدن

يه کوله بار شب بسم

دلم گرفته آسمون

يه کم منو حوصله کن

نگو که از اين روزگا ر

يه خورده کمتر گله کن

منو به بازي مي گيرن

عقربه هاي ساعتم

برگهء تقويم مي کنه

لحظه به لحظه لعنتم

آهاي زمين !

يه لحظه تو نفس نزن

نچرخ تا آروم بگيره

يه آدم شکسته تن


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 14:59 توسط : raya

RSS

امکانات - ارتباط از طریق یاهو
اين سایت را صفحه خانگي خود كنید !   تماس با مدیر سایت !   اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها !   لینک RSS
نامه به مدیر وبلاگ
متن نامه خود را بنویسید

بهترینها برای ایرانیان